جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

420

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

نور است كه جواهرى است هم‌طراز كوه نور كه آن آخرى در تصرف خاندان سلطنتى انگلستان است . مىگويند اين دو جواهر از تيمور به محمد شاه رسيده بود كه چون نادر شاه در دهلى از كشتن او در گذشته بود با تدبير تمام كليهء جواهرات گرانبهاى او را به غنيمت برد و از آن جمله بود همين دو جواهر و تخت طاوس . بعد از مرگ نادر شاه كوه نور بدست احمد شاه درانى افتاد و از او به شاه شجاع رسيد و رونجيت سينگ معروف به « شير پنجاب » از او گرفت و از طريق فتح و پيروزى نصيب خانوادهء سلطنتى انگليس گرديد . درياى نور در ايران مانده و پادشاهان متعدد آن را زيور پيكر خود ساخته‌اند . فتحعلى شاه با حك نام خود بر اين جواهر خودخواهى و خودكامى خويش را با تقليل فاحش ارزش آن تا ابد ارضاء نمود « 1 » . وى در مراسم مملكتى آن را چون بازوبند بين شانه و آرنج و گاهى نيز بر كمربند به كار مىبرد . من تقاضا كرده بودم اين جواهر را تماشا كنم معلوم شد در صندوق آهنى محفوظ است و بر بالاى سرير رفيع سلطنتى جاى گرفته است و استنباط كردم كه هر وقت كليد نباشد و يا خود صدر اعظم حاضر و حتى به نظر من ايشان ناظر نباشند نشان دادن آن ممنوع است . تا آنجا كه من با مراجعهء به يادداشت‌هاى خود در خاطر دارم اين اقلام محتويات عمدهء موزهء سلطنتى است « 2 » در سرزمينى كه همواره ماتم بىپولى دارد و براى تجديد حيات كه به آسانى با ساختن يا تعمير كردن راهها و پل‌ها و كاروانسراها و امور مربوط به ساير احتياجات اساسى مردم ميسر است ، فرياد مىكشد فقط برانگيختن يك فكر در آنجا ضرور است كه با تمام اين ثروت گران و كلان كه گردآورده و در جعبه‌هاى شيشه‌اى محبوس كرده‌اند مىتوان نواحى

--> ( 1 ) - در كتاب‌هاى متعدد خواندم كه آن سنگ را 000 ، 000 ، 2 ليره ارزش نهادند و بواسطهء اقدام فتحعلى شاه يك ميليون ليره از ارزش آن كاسته شده است . اظهاراتى كه كشف حقيقت را دشوارتر مىسازد . وزن آن 186 قيراط است . ( 2 ) - سرهار فورد جونز در سال 1810 ارزش جواهرات سلطنتى ايران را 15 ميليون و لرد پولينگتن در 1865 از چهل تا پنجاه ميليون ليره تخمين زده است .